اینجا بخوان

روزنوشته های یک نوجوان

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ atena aa
موسیقی فاخر یا چی؟

موسیقی فاخر یا چی؟


من از موسیقی هیچ چیز  سردرنمیاورم.یعنی هیچ وقت نشده که احساس کنم میتوانم ریتم یک آهنگ را یاد بگیرم و با آن هماهنگ شوم.رقصیدن هم که اصلا هیچی.فقط کمی با باله حال میکنم که آن هم به خاطر متفاوت بودنش است.حس خوبی تویش دارد.نه اینکه یاد داشته باشم فقط دلم میخواهد یاد داشته باشم.

قبلا تر ها، فکر میکردم هر موسیقی را که میخواهم گوش بدهم باید فاخر باشد؛با اینکه حتی نمیدانستم موسیقی فاخر یعنی چه.هنوز هم دقیقا نمیدانم.در واقع نمیفهمم.فرق بین فیلم خوب و بد را میفهمم ولی موسیقی را نه.آخر مگر معیار خوب بودن موسیقی برای هر شخص ،چیزی جز خود آن شخص است؟یعنی من میتوانم از آهنگ پلنگ لیتو لذت ببرم و کسی هم نمیتواند من را راضی کند که چیزی که گوش میکنم چرت محض است.نمیتواند چون من از شنیدن این آهنگ(مثلا)لذت میبرم.میگویم کسی نمیتواند من را راضی کند چون قبلا خودم این را تجربه کرده ام.سلیقه من در موسیقی رپ کاملا با دوستانم متفاوت بود.حالم به هم میخورد ازین که حتی جلوی من اسم لیتو و امثالهم را بیاورند.هر چه قدر هم که خودم را به درو دیوار زدم که آقااا،هرچرتی که اینا تو ی آهنگاشون میگن نوعی توهین به خودتونه ؛اینا سکسیسته.عزیزمن.گوش نکن. حالا این به کنار که اصلا به من ربطی نداشت که دیگران چه گوش میدهند.خودم هم نشستم و چند تا از آهنگ هایشان را دانلود کردم و گوش کردم(البته به جز پلنگ:) ).دیدم نه.بدم نیامد.میخواهم بگویم  شاید این آهنگ ها در دسته بندی موسیقی های به اصطلاح فاخر جا نگیرند ولی همه اش مربوط به سلیقه است.سلیقه من این آهنگ را میپسندد و کسی هم نمیتواند بگوید که سلیقه تو اشتباه است.چرا؟چه کسی تعیین میکند که کدام سلیقه بد است کدام سلیقه خوب؟کدام سلیقه درست است کدام اشتباه؟هیچکس.اصلا هیچکس نمیتواند تعیین بکند.

البته، اگرخواستید رپی که گوش میکنید از یک حدی چرت تر نباشد؛آهنگ های علی سورنا را امتحان کنید.چند تا خواننده ی دیگر خوب رپ فارسی هم وجود دارد ولی حقیقتا من آن ها را گوش نکرده ام.برای همین نمیتوانم پیشنهاد کنم.

همان قبلا تر ها،که فکر میکردم هرآهنگی که فاخر باشد را باید گوش کنیم_با اینکه نمیدانستم فاخر یعنی چه:)_دوستم برگشت به من گفت حالا تو که انقدر ادعات میشه خودت چی گوش میدی؟با افتخار برگشتم گفتم:بهرام،علی سورنا...دوستم هم برگشت صاف توی صورتم گفت:علی سورنا؟اه اون که اصلا قیافه نداره.

من هم ترجیح دادم ساکت بشم .استدلالش خیلی منطقی بود:/

این را گفتم که اگر شما هم این شرایط را تجربه کرده اید؛کمی کوتاه بیایید و سلیقه دیگران را محترم بشمرید،هر چقدر هم که دلیلشان غیر منطقی باشد:)

 

۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۰ ۵ نظر
atena aa
شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴ ب.ظ atena aa
the elephant man

the elephant man

من یک مرضی دارم به نام مرض نقد فیلم خواندن.ساعت ها میروم به دنبال خواندن نقد فیلم های مشهور و آنهایی که بهم پیشنهاد شده است.مهم نیست فیلم را دیده باشم یانه.که اغلب هم همینطوراست.نقد فیلم خواندن یکی از سرگرمی های من است و هیچ وقت هم دلیلش را پیدا نکرده ام.خیلی کشته مرده ی فیلم دیدن نیستم ولی امکان ندارد که فیلمی را بخواهم ببینم و نقدش را نخوانده باشم و یا فیلمی را دیده باشم و نقدش را نخوانده باشم.یکی را میخوانم و روی لینک نقد فیلم بعدی کلیک میکنم وهی بعدی و هی بعدی.مثل یکجور اعتیاد ناجور میماند.یک سینما که میخواهم بروم میروم ته و توی همه ی فیلم هارا درمیاورم وبعد که یکی را انتخاب میکنم میروم نقد فیلم های قبلی کارگردان را میخوانم:).مثل یک جور دیوانگی میماند ولی با این دیوانگی حال میکنم.

چند وقت پیش که اسم فیلم مرد فیل نما(the elephant man)طی روز های متمادی هی به گوشم خورد رفتم و پیدایش کردم.هی خواستم دانلودش کنم.هی گفتم نه.آخر سر هم زدم که دانلودش کنم و بعد دودقیقه پشیمان شدم و کنسل کردم.فیلم برای سال 1980است و من به جز فیلم دوازده مرد خشمگین کلا فیلمی مربوط به آن دوره ی زمانی ندیده ام.برای همین خیلی شک داشتم.میترسیدم به خاطر موضوع انزجار آورش ازآن دسته فیلم هایی باشد که به خاطر اشک ملت را درآوردن هرکاری بکنند.از نقد ها هم چیزی دستگیرم نشد.آخرسر هم از سر لپ تاپ بلند شدم و وقتی برگشتم دیدم فیلم خودش برای خودش دانلود شده است:)

فیلم درمورد مردی به نام جان مریک است که به خاطر اینکه فیلی در دوران بارداری مادرش اورا زمین زده است دچار ناهنجاری های خیلی شدید ظاهری است.در سیرک نگهداری میشود و مردم برای دیدن چهره ی او که با خودشان فرق دارد_پول میدهند.تا اینکه دکتری با بازی بسیار خوب آنتونی هاپکینز_حدس میزنم که تا به حال آنتونی هاپکینز را انقدر جوان ندیده اید_میاید و اورا از آن خراب شده نجات میدهد و میبرد به بیمارستان لندن.آن جا اورا نگه میدارند و دکترمیفهمد که او توانایی فکر کردن حرف زدن و خواندن دارد و به جز ظاهرش تفاوت چندانی با آدم های معمولی ندارد.بقیه فیلم خیلی ساده میگذرد. و گذر زندگی اورا تا زمان مرگش نشان میدهد.این فیلم اشک مرا در نیاورد ولی در طول فیلم موضوع مهمی را یاد گرفتم.احتمالا الان توقع دارید بگویم ظاهر آدم ها مهم نیست و از همین جور چیز های کلیشه ای.نه.درد و رنجش قابل درک بود ولی درد ورنج را در خیلی جاهای دیگر دیده ایم و حقیقتا نمیتوانم بگویم این بدترینش نبود.اول فیلم من میترسیدم که ناگهان فیلم بعد از چندین دقیقه اول را در تعلیق نگه داشتن یکدفعه نمای بسته ای از صورت جان مریک را نشان بدهد _که تا آن موقع فقط واکنش های مردم نسبت به آن را دیده بودیم_و واقعا حوصله ی شوکه شدن را نداشتم.اینکه این طور نشد به کنار ولی آخر های فیلم فهمیدم دیگر آن حس انزجار قبلی را به گریم جان مریک نداشتم.نمیتوانم بگویم که دلم برایش نسوخت.هیچ کس نمیتواند بگوید_ما همیشه میگوییم درست اینست که نباید دلمان برای کسی با این شرایط بسوزد و باید به او کمک کنیم وبا او مانند بقیه برخوردکنیم_درستش واقعا همین است ولی حقیقت اینست که واقعا نمیشود.به نظر من باید یک تبصره به این قانون اضافه کنیم.نمیشود بگوییم ظاهر آدم ها مهم نیست.نه.این حقیقت است که همیشه در روابط و در قضاوت های ذهنی مان در مورد شخصیت فرد دیگر،ظاهر او بخشی از ناخودآگاهمان را اشغال کرده است.ولی باید با حقیقت کنار بیاییم و سعی کنیم با وجود همه ی شرایط ، تمام حقوق معنوی را نیز برای طرف مقابل قایل باشیم.بقیه اش بستگی به شرافتمان دارد.این قضیه را تایید نمیکنم ولی این حقیقت است.

جان مریک هم در پایان این رافهمید.حقیقت خیلی تلخ اینکه با او هیچ وقت مانند یک انسان معمولی برخورد نمیشود و به رفتارهای ترحم آمیز و غیرعادی مهربانانه_که به نظر من از هرچیزی بدتر است_اکتفا کرد.

فیلم ایراد های زیادی داشت ولی من منتقد فیلم نیستم .فقط دوتا چیزی که من را اذیت کرد یکی سیاه و سفید بودن خالص شخصیت ها یکی هم شخصیت جذاب آقای دکتر(اسمش را یادم نمیاید)با بازی خیلی خوب آنتونی هاپکینز که حواس بیننده را بیشتر به سوی خودش میبرد تا شخصیت اصلی داستان:)


۱۹ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۴ ۱ نظر
atena aa
چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۵ ب.ظ atena aa
سادس...

سادس...

چند وقت پیش یکی از دوستان عزیزم برایم زیر پست تعلیق یک کامنت خصوصی گذاشت.همه این دخترو پسر های دلشکسته اینستاگرام را دیده ایم.شر و ور هایشان و اینکه توی غمگین نشان دادن خودشان مسابقه گذاشته اند.چیزی که دوستم برایم فرستاد در نگاه اول برایم همینطور به نظر آمد.ولی وقتی که آن را خواندم انقدر حالم را خوب کرد که دلم نیامد این جا نگذارمش.



"به هر حال من یه جمله ی قشنگ تو دفترخاطرات مامان بزرگ خدا بیامرزم خوندم که برای خواهرش نوشته بود؛ من و تو زیبایی های طبیعت را آنچنانکه باید نمی بینیم و از آن لذت نمی بریم . گاهی با خود فکر میکنیم که چرا بوجود آمده ایم، چرا باید زندگی کنیم؟و مفهوم این زندگی چیست؟منیر عزیزم زندگی هر مفهومی داشته باشد ما ناچار به ادامه ی آن هستیم پس چه بهتر که عینک بدبینی را از چشممان برداریم و آنرا بیهوده نپنداریم و تا آنجا که میتوانیم از آن لذت ببریم."

جملات بالا جمله های ساده ای هستن. ولی حس عجیبی توی خودشون دارن.شاید در آینده نظرم درموردشون عوض بشه.شاید شرایطی که وقتی این جمله هارو خوندم داشتم باعث شد انقدر بنظرم قشنگ برسن.ولی به هر حال دوست داشتم شمام بخونیدشون:).
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۲۵ ۲ نظر
atena aa